خرید بک لینک
امروز یه اتفاق خنده داری افتا من خواب بودم ماتسو هم کنارم بود بعد یه دفه صدای جیغش رفت هوا من پا شدم عین جن زده ها دنبال صدا گشتم خدایا چی بود این کنارمو نگاه کردم ماتسو نبود رو زمین بود صورتش قرمز بود صدای خنده سوگند هم میومد

یه نیگا به ماتسو انداختمو زدم زیر خنده

ماتسو : دایزی بمیری با این بچه بزرگ کردنت !!!!

من : واه ماتسو این چه حرفیه

ریز خندیدمو خودمو کنترل نکردمو با صدای بلند زدم زیر خنده میدونین چی شده بود

ما خواب بودیم که سوگند تخته پرششو اورده تو اتاق یه شیرجه محکم زده و پرت شده تو شیکم ماتسو جای بدی رو هدف قرار داده الانم ماتسو داره از درد به خودش میپیچه و دستشویی رو به غلامی خودش اشقال کرده

وای خدا از دست این بشر ه ههه ههه هه

برچسب: نویسنده: کل مردم تاريخ: يکشنبه 27 مهر 1393 ساعت: 18:03

صفحه بندی