امیری کد نت در نت اینترنت این وبلاگ بصورت اتوماتیک مطالب وبلاگ های دیگر رو ثبت میکنه تا دسترسی شما به آنها راحت باشد

هر سال روز عید غدیرخم
می رفتیم دست بوس مادر بزرگ نازنیم .
چقدر این موضوع براش و برایمان مهّم بود .
این روز حتما اون چار قد سبز سیدی شو سرش میکرد ...!
جرات میکردیم دیر بریم خونه شون !؟
قهر می کرد فداش بشم ....
قربون اون صورت نازت ....دلم برات تنگشده
سعی می کنم روز عید بیام بهشت زهراس پیشت عزیزم ...
تصمیم گرفتم آش رشته ای درست کنم
بقیه را بیارم خونه ات مهمونی ....بابا حبیب هم باشه هااااااااا
چایتو حاضر کن قربونت برم ... مهمون داری ...
عیدت مبارک ننه جون ...
طبق تصمیم قبلی علی رغم تنهایی مان در منزل همسر شیفت بودند
همراه خانواده پدری ام رفتیم خونه مادر بزرگم بهشت زهراس
آب وگلابی وگلی برای شادباش روز عزیز عید غدیر به سیده خانم
به دلایلی نتونستم آش درست کنم خیلی هم حسرت خوردم !
ولی دقیقاً همسایه مادر بزرگم آش فراوانی درست کرده بود
که مارا میهمان کرد . جاتون خالی همگی آش خوشمزه ای را
کنار مادر بزرگ وپدر بزرگم صرف کردیم .
اگر چه روز عید با خانواده بزرگ پدریم به زیارت اهل قبور گذشت ,
دیده هایم بارانی شد ولی در این مواقع در نهایت :
روحی سبکبال و آرامشی خاص منو در بر می گیرد .
برچسب:
نویسنده: کل مردم