خرید بک لینک

مقاله ای را مطالعه می کردم خیلی بنظرم قابل تامل واندیشه بود ...
برای من که خیلی موثر بود ...
کنترل زندگی ما دست کیه ؟!
برای اکثر ما،ازخیلی کودکی اینطور به ما یاد دادهاند. شستشوی مغزیمان دادهاند. دریافتیم که احساس مهم بودن و مورد پذیرش قرار گرفتن تجربهای عالی است و اینطور یاد گرفتیم هرکاری از دستمان برمیآید انجام دهیم تا بقیه دوستمان داشته باشند. دلمان نمیخواست در بین اینهمه آدم بخاطر متفاوت بودن تنها بمانیم.

ما از عدم پذیرش دیگران میترسیم همه ی ما دوست داریم احساس مهم بودن کنیم و به همین دلیل به دنبال توجه مثبت دیگران هستیم. این یکی از اصلیترین نیازهای ماست. این احساس خوب برای ما مثل داروی اعتیادآور است  و تلاش میکنیم به هر طریقی که شده آن را به دست آوریم.
آنقدر دربهدر پذیرش دیگران هستیم که زندگیهایی محدود و ناراحت کننده برای خودمان میسازیم و بخاطر اینکه نگران این هستیم که بقیه چه فکر میکنند، از انجام کارهایی که دوست داریم دوری میکنیم. درست مثل معتادین به موادمخدر یا الکل که برای به دست آوردن موارد موردنیازشان زندگی بیخاصیتی را ادامه میدهند، ما هم برای گرفتن پذیرش دیگران که به آن معتاد شدهایم، زندگی و وجودمان را بیارزش میکنیم.

اینکارکه اکثر افراد نمیتوانند آن را ترک کنند. اما در این مورد هم مثل هر داروی اعتیادآور دیگر، باید هزینهای پرداخت کنید. قیمتش پذیرش آزادی است. آزادی اینکه خودتان باشید. دارویتان را میخواهید یا آزادیتان را؟ نمیتوانید هر دو آنها را با هم داشته باشید. اگر میخواهید آزادی شخصیتان را داشته باشید، باید فراموش کنید دیگران چه فکری درموردتان میکنند.

حقیقت این است که این یک نوع توهم است ! ما به هیچ وجه نمیتوانیم فکر دیگران درمورد خودمان را کنترل کنیم. مردم فکر و تصورات خودشان را دارند و مطمئناً خودشان را خیلی بیشتر از ما دوست دارند. درواقع، بیشتر به گذراندن صبح و ظهر و شب خودشان فکر میکنند تا به ما !


برچسب: نویسنده: کل مردم تاريخ: چهارشنبه 7 آبان 1393 ساعت: 18:31

صفحه بندی