فقط تو باش و بگو آفتاب مال من ست تویی که رود منی ، هر چه آب مال من ست اگر چه مضطربم ، اضطراب می ارزد كه در کِنار منی ، اضطراب مال من ست وَ با حضور تو دلگرم می شَوم بنشين وَ بی حضور تو نه ، التهاب مال من ست تمام ِ حرف حسابم نگاه روشن توست كه با وجود تو حرف حساب مال من ست خلاصه منتظرم تا ، تو را بنوشم و بعد جناب مستی و تنگ شراب مال من ست !
همیشه در غزلم بوی توست در جریان همیشه خون تو جاری ست در رگ و شریان تویی که حاصل یک اتفاقِ شیرینی چقدر دلخوشِتَم اتفاق ، می بینی ؟! * هميشه دست ِ تو از دست ِ من ، كمي دور ست ولي تو واقفی آری ، که جفتمان جور است !p>
{ ناصر ندیمی }
برچسب: نویسنده: کل مردم تاريخ: يکشنبه
27 مهر
1393 ساعت: 18:08