خرید بک لینک

خیلی جالب است که صفحه ی ویکی پدیا صادق هدایت فیلتر شده است! خیلی جالب است که آقای گرمارودی توی یک بزرگداشت ( یا افتتاحیه یا حالا هر کوفتی) وظیفه خود میداند که به هدایت لعنت بفرستد، زیرا که او کتاب توپ مرواری را نوشته است! خیلی جالب است که نقد کنندگان اثار ادبی وقتی میخواهند آثار هدایت را نقد کنند خود هدایت و شخصیتش را نقد میکنند! من از هدایت دفاع نمیکنم و او را پاک و بی عیب نمیدانم، اما همچنین اعمالی در شان هنر و فرهنگ کشورمان نیست (کدام شان؟ )

اگر کسی طرز تفکرش با دیگران فرق کند و چیزهایی را که مردم عادی، عادی میبینند را با نگاه دیگری ببیند به او انگ دیوانگی میزنند، اگر کسی در تفکرات خود غرق شود، شک کند، عمیق بی اندیشد به او انگ دیوانگی میزنند!

هدایت در پایان داستان زنده به گور خود که بعد از اولین خودکشی اش آن را نوشته حرف های جالبی میزند، او این داستان را اینطور شروع میکند:

"یادداشت های یک نفر دیوانه!"

دیوانه ای وجود ندارد، هدایت اتفاقی که برای خودش افتاده را کمی با تخیلش مخلوط میکند و به داستان زنده به گور تبدیل میکند، او خود را از اول دیوانه مینامد تا مورد قضاوت نا بجای دیگران قرار نگیرد، در پایان داستان او چنین مینویسد:

"خسته شدم، چه مزخرفاتی نوشتم؟ با خودم می گویم: برو دیوانه، کاغذ و مداد را دور بینداز،بینداز دور، پرت گوئی بس است. خفه بشو، پاره بکن مبادا این مزخرفات بدست کسی بیفتد، چگونه مرا قضاوت خواهند کرد؟ اما من از کسی رودربایستی ندارم، بچیزی اهمیت نمیگذارم، به دنیا و مافیهایش می خندم. هر چه قضاوت آنها درباره من سخت بوده باشد، نمی دانندکه من پیشتر خودم را سخت تر قضاوت کرده ام. آنها به من میخندند، نمیدانند که من بیشتر به آنها میخندم، من از خودم و از همه خواننده ی این مزخرفها بیزارم."

برچسب: نویسنده: کل مردم تاريخ: يکشنبه 27 مهر 1393 ساعت: 18:36

صفحه بندی