خرید بک لینک

این روزها زیاد مینویسم! هرکجا که باشد با هر وسیله ای! هر کاغذ سفیدی را که گیر می آورم سیاه میکنم! دیگر حساسیت های گذشته را ندارم که حتما توی یک دفتر بنویسم! نوشته هایم همه جای اتاقم ولو هستند! این نوشتن گاهی به وبلاگم ختم میشود و گاهی هم توی گوشی مینویسم! بیشتر توشته هایی که با لپ تاپ مینویسم توی یک پوشه قرار دارند حرفهایی که هیج وقت هیچ کس آنها را نخواهد خواند! سعی میکنم چیزهای اضافی را که هیچ ربطی ب زندگیم ندارند از اتاقم بیرون کنم! کاش میشد تخت و بخاری را از اتاقم بیرون بیندازم! اما نمیشود! دوست دارم شبها میان کتاب هایم بخوابم! اما هیچ وقت تا کنون این کار را نکرده ام، اگر این کار را بکنم مادرم میگوید: بسم الله دیوانه شده ای! پدرم هم میگوید پسرم دیوانه شده است و خواهرم شاید لبخند خواهد زد و برادرم که گمان نمیکنم تغییری توی چهره اش ایجاد شود! بیخیال!

یک عکس از وضعیت میز تحریرم

همیشه دلم میخواست بدانم توی سر ادمهایی که شاد هستند و به چیزهای ساده و معمولی دل خوش میکنند و شادیهاشان ساده است چه میگذرد! همیشه به آنها حسودیم میشود! من به ادم هایی که خیلی از کارهایشان را بدون اینکه از خودشان بپرسند چرا؟ و یا اینکه بپرسند ایا این کار ارزش وقت گذاشتن را دارد؟ انجام میدهند حسودیم میشود، به آنهایی که هرگز به چیزی شک نکرده اند و با خودشان حرف نمیزنند! من به خیلی ها حسودیم میشود!

برچسب: نویسنده: کل مردم تاريخ: يکشنبه 27 مهر 1393 ساعت: 18:36

صفحه بندی