امیری کد نت در نت اینترنت این وبلاگ بصورت اتوماتیک مطالب وبلاگ های دیگر رو ثبت میکنه تا دسترسی شما به آنها راحت باشد
قیافه من هر دو سه روز یبار بعد از رسیدن به مغازه
به چشمام خوب دقت کن..دقیقا همینشکلی میشم..
چرا؟؟؟![]()
چون:
یه همسایه داریم که بعد از کوفت کردن غذاش بقیه ی نونهاش رو
در یه پلاستیک میذاره و بر روی صندوق صدقات روبه روی مغازمون میذاره..
گاهی هم بدون پلاستیک میذاره ..گاهی هم روی لبه ی پله ی مغازه ی ما میذاره..
البته این نونای خودمونه ها..عکس پله گذاشتم
تا اونایی که نمیدونن پله چیه بفهمن چیه..
وقتی باد میزنه همش میریزه زیر دست و پا و من باید با جارو خاک انداز جمعشون کنم.
بعضی وقتا برش میدارم و میندازم در زباله ها چون میدونم گربه ها میخورنش..
اخه گربه دم مغازمون زیاده چون بوی کالباس اونهارو میکشونه اونجا..
بعضی وقتها هم حال ندارم و این نون چندین و چند روز روی صندوق میمونه
و حسابی کپک میزنه و یه بادم نمیزنه همکاری کنه بندازدش پایین لااقل 
اینجور مواقع هم دریغ از یه چس باد کوچولو..
در اینجا حتی باد هم نمیخواد گناه کنه واسمون..
باز دست اخر مجبور میشم خودم برم برش دارم و بندازم تو زباله ها..![]()
البته با مقادیر زیادی فوحش و فضیت به جد و اباد کسی که اینکارو میکنه..
در اینجور مواقع هم که همه یه مسلمان واقعی میشن و خوب کم محلی میکنن..
و خودشونو میزنن به ندیدن.. و کوچه ی علی چپ..
من اگه بدونم این کوچه ی علی چپ گذاشت منهدمش میکنم![]()
هیچکی نمیکنه از اونجا برشون داره و بندازه در نون خشکی چیزی..
در صورتی که مسلمانی به اهمیت دادنه نه به اهمیت ندادن...
حتی رفتگر هم کاری به نونهای بالای صندوق نداره..
نمیدونم کدوم خریه که اینکارو میکنه..
اما کاملا مشخصه که مثلا خبر مرگش نمیخواد گناه کنه و نان این برکت خدارو
روی زمین یا توی زباله بندازه و گناه اینکارو شامل حال یه نفر دیگه میکنه...
یعنی این گناه رو از سر خودش وا میکنه و دو دسته میندازه گردن کسی دیگه..
و اون کسی دیگه کسی نیست جز منه سرتاپا گناه..
نمیدونی بهش بگی احسنت یا بهش بگی خاک برسرت..![]()
احسنت که به نون احترام میذاری اما خاک برسرت که اینجوری احترام میذاری..![]()
احترام به شهر وند هم که اصلا معنایی نداره برات..
شما به اینکار چی میگین؟؟
به نظرتون این کار یه مسلمان واقعیه یا یه مسلمان احمق؟؟
خوشبحال خارجیا که به هیچی اعتقاد ندارن و گوه نمیزنن به حق و حقوق دیگران..
این جریان همون پست قابل تامل دوستمون بود که لینکشو دادم..
http://khalehrizeh.blogsky.com/1393/07/12/post-21/
بخدا به جان مادرم قسم پیداش کنم حتما یه بمب میندازم تو خونشون..
بعدم سیخ میکنم تو تو تو چشمش 
پس میخواستی کجا؟؟![]()
بعدم همچین میزنم تو مماخش تا با دیفال یکی بشه 
چقدر داغ کردم 
الان قشنگ معلومه من خیلی عصبانیم؟؟
در اینجاست که با خودم میگم احترام به شهروند تو کون خر رفته...
کاش میتونستم خودمو بکشم با برق![]()
نه نه با طناب بهتره دردش کمتره 
نه بابا اصلا ولش کن..الهی اون بمیره نه من..والا
چه کنم که دوستتون دارم و طاقت دوری شمارو ندارم..
و گرنه همین الان اینکارو میکردم.
یه وخت فکر نکنین دنیا دوستم و عاشق مال دنیا..مدیونین همچین فکری کنین..
برم اصلا یه شربت پرتقال یخ بخورم اروم بگیرم..هوفففففففففف
هی روزگار ..
بازم فردا قراره گناه کنم... خدایا منو ببخش و ازگناهانم در گذر..
پی نوشت:
نه از اون پی نوشتها ..از این پی نوشت ها: منظورم پی ساختمونی نیست..
عکسها مال قدیمه و در جهت خوب تصور کردن شما از موقعیت بود و
ارزش دیگری ندارد...
نصیحت نوشت: 
ای مسلمانان به خود بیایید..فقط کمی به اعمالتون بیندیشید..
هر چی فکر میکنم این رفتار بجز اینکه بی احترامی به درو همسایه و قوانین شهروندیه
اما ریشه در افکار اسلام داره که باید به نان احترام بزاره..و این شخص یه چیزرو گرفته
اما خیلی چیزهای دیگه رو براش ارزشی قایل نیست..و فقط میخواسته گناه نکنه
اگر اینطور نبود که باید اشغالهای دیگه رو اینکارو میکرد باشون..چرا فقط نون؟؟؟
بابا والا بلا ماهم یه کیسه نون خشک داریم گوشه حیاط
والا اگه یه ذره نون بریزم بیرون
اصلا ولش کن..نه ولم کن..اصلا شما چتونه؟؟ من چمه؟؟دیگه نبینم چتون باشه؟
بفرما دیوانه ام شدیم رفت.. من رفتم فاطما گل ببینم خداحافظ..
برچسب:
نویسنده: کل مردم